به طـــــواف کعبه رفتم به حــــــرم رهم ندادند

که برون در چـــــه کردی که درون خـــــانه آیی

به قــــــمارخــــــانه رفــتـم، همـه پاکـباز دیدم

چو به صــــــومــــعه رسیـدم همه زاهد ریایی



موضوعات مرتبط: گالري عكس ، عکس هایي از خداداد کریمی در مجالس و محافل گوناگون

تاريخ : شنبه سیزدهم خرداد 1391 | 11:13 | نویسنده : خداداد كريمي |

سفرنامه حج عمره

به طـــــواف کعبه رفتم به حــــــرم رهم ندادند

که برون در چـــــه کردی که درون خـــــانه آیی

به قــــــمارخــــــانه رفــتـم، همـه پاکـباز دیدم

چو به صــــــومــــعه رسیـدم همه زاهد ریایی

به لطف خدا توفیقی حاصل شد نایب الزیاره دوستان ، اقوام ، هم شهریها و همکاران عزیز بودیم در سفر معنوی حج ، لذا به سفارش برخی دوستان بخشی از سفرنامه ی تنظیمی را که جنبه ی عمومی داشت  در وب سایت جهت مطالعه و ارائه ی نظرات قراردادیم با شد که قبول افتد و در نظر آید

به نام خدای کعبه

طبق اعلام  شرکت خدمات زیارتی ( حرمین زاینده رود )  ساعت پرواز ساعت 8 بامداد مورخه 90/12/05 تعیین گردید و زائرین باید  چهار ساعت قبل از پرواز در فرودگاه حاضر شوند یعنی ساعت 4 بامداد  .  شب بسیار پر خاطره ای بود اقوام ، فامیل ، دوستان و همکاران از اینکه ساعت پرواز ساعت خوبی نیست ناراحت بودند به خاطر اینکه دوست داشتند در بدرقه ما حضور داشته باشند اکثر دوستان شب به منزل ما آمده و التماس دعا می گفتند اشک در چشمانم حلقه زده بود در میان کسانی که می آمدند و می رفتند چهره ی عمو مرادعلی دیدنی تر بود با فرزندش کربلایی محمد ( افشین ) آمدند  منزل ما آرام در گوشه ای نشست از خوشحالی در پوست خود نمی گنجید خیلی آرام بود و مظلوم ، نگو که آخرین روزهای عمرش را سپری می کنه و چند روز بیشتر در بین ما نیست موقع رفتن همدیگر را بغل کرده با گریه از همدیگر خداحافظی کردیم  با همه ی اصراری که داشتم به خاطر این که دیر وقت است و نیازی به بدرقه نیست فرزندان ، اخوان ، عموها ، عمو زاده ها ، خاله ها همگی تا 4 بامداد بیدار مانده و به بدرقه ما آمده بودند ؛ بسیار لحظه بیاد ماندنی بود خداحافظی از بستگان از سرزمین ایران و راهی سرزمین وحی شدن برای من تولد دوباره بود . برنامه را طوری تنظیم کردیم که راس ساعت در فرودگاه باشیم . با همراهان خداحافظی کرده و به همراه اثاثیه خود از ورودی مخصوص حجاج  وارد ساختمان فرودگاه شدیم . درابتدای ورودی سربازی کارت ها را کنترل می کرد که فقط زائرین وارد ساختمان شوند فرودگاه شهید بهشتی اصفهان دو سالن تعبیه شده است در سالن اول گذرنامه ها کنترل شده ، بارها را تحویل می گرفتند و ساعت خروج راثبت می نمودند . بعد از کنترل گذرنامه و ثبت خروجی وارد سالن انتظار پرواز شدیم و باید حدود 3  ساعت منتظر پرواز می ماندیم بعد از سپری شدن مهلت مقرر سوار اتوبوس شده و تا نزدیک هواپیما حرکت کردیم . به همراه زن و فرزند سوار هواپیما شدیم . هواپیما درهر ردیف دارای هشت صندلی بود چهار صندلی در وسط و دو صندلی در طرفین و ما درردیف وسط مستقر شدیم  . جدا شدن از زمین جایی که دست انسان از زمین و آسمان کوتاه میشود حالت خاص خودش را دارد .  بعد از مدتی میهمان داران هر قسمت ، همزمان با پخش  پیغام  نحوه ی استفاده از ماسک و جلیقه را عملا نشان زائرین می دادند کم کم هواپیما از روی باند بر خاست  و اصفهان را به مقصد مدینه  ترک گفتیم  و قرار است سه ساعت روی آسمان باشیم . چند لحظه اول و تا زمانی که هواپیما در حال اوج است با ذکر صلوات توسط زائرین می گذرد و کم کم هوا پیما در اوج به تعادل رسیده و وضعیت آن کاملا افقی میشود و کمی از دلهره مسافرین کاسته شده و آرامش به هواپیما بر می گردد و ساعتی بعد پذیرائی ها شروع میشود  با توجه به ساعت پرواز با صبحانه از مسافرین پذیرایی شد  و پس از صرف صبحانه به علت خستگی و بی خوابی شب ، ساعت کوتاهی خوابیدیم . بالاخره انتظار به پایان رسید و  درست سر وقت یعنی ساعت یازده  به وقت ایران و ده ونیم  به وقت عربستان به مدینه رسیدیم موقع سوار شدن فرودگاه شهید بهشتی اصفهان بسیار سرد بود اما هوای مدینه معتدل و عالی بود پس از پیاده شدن از هواپیما وارد سالن شدیم تا پس از کنترل گذرنامه ها اجازه ورود پیدا کنیم  مسئولین صعودی زایرین بیچاره ،  مخصوصا پیرمردها و  پیرزنها را در صفوف طولانی سر پا نگه داشته از آنها اثر انگشت و عکس می گرفتند زهی خیال باطل که انگار زایر ایرانی یک جنایتکار است که وارد عربستان می شود و اینها همه مخالفت با شیعه و پیشرفت ایران است بعد از این مرحله حرکت کردیم به سمت سوار شدن  ،  اتوبوسها از قبل آماده شده بودند  و منتظر زائرین ،   رفتیم  و سوار شدیم  و ساکها را بغل اتوبوس جاسازی کردیم   و اتوبوس به سمت هتل حرکت کرد . اتوبوس در حال طی کردن خیابانها است  و به هسته مرکزی شهر نزدیک می شود و من  مشغول تماشای خیابانها و ساختمانها  بودم و اشک شوق در چشمانم حلقه زده بود باور کردن این لحظه و بودن در مدینه شهر پیغمبر شهری که سالها آرزوی دیدنش را داشتیم برای من و همسرم غیر قابل وصف بود . هتل ما نزدیک حرم بود و کم کم اتوبوس به خیابانهای اطراف حرم و مسجد نبوی نزدیک می شد پس از مدتی  به جلو هتل رسیدیم. بعد از پیاده شدن از اتوبوس وارد ورودی هتل شدیم و  مدیر ایرانی هتل خیر مقدمی گفت و زائرین جهت دریافت کلید اطاقهای خود به پذیرش هتل مراجعه کردند . کلید های هتل کارت های اعتباری بودند مشابه کارت خود پردازهای ایران. و با شارژ نرم افزاری توسط کامپیوتر شماره اطاق به حافظه کارت داده شده بود . بعد از تحویل گرفتن کارت وارد اطاق شدیم . اطاق ما در مدینه سه  تخت داشت  LCD ،  یک یخچال کوچک  ، یک دستگاه چای ساز و با سرویس بهداشتی حمام و توالت فرنگی ؛ بعد از اینکه وسایل را در اطاق هتل قرار دادیم . جهت صرف ناهار به رستوران هتل مراجعه کردیم .  رستوران هتل در طبقه اول قرار داشت  . میزها مرتب چیده شده بود و خدمت کارها اصرار داشتند که میزها از یک طرف تکمیل شود . معمولا زائرین تمام محتویات روی میز را صرف نمی کنند و هنگام خروج از رستوران هر کس توشه ای به همراه دارد . بعضی ها میوه یا دوغ و یا حداقل یک شیشه آب معدنی  با خود به اطاقها می برند . بعد صرف ناهار و انجام مقدمات زیارت به شوق دیدار حرم نبوی و زیارت حضرت رسول ( ص ) سه نفری من ، همسرم و علی کوچولو  وارد  محوطه مسجدالنبی شدیم . هتل به مسجد نزدیک بود. علی کوچولو و مادرش از ورودی خانم ها  وارد شدند و من هم رفتم تا قبر رسول الله را پیدا کنم و عقده ی چند ساله را خالی نمایم چقدر در روضه ها و شبهای احیاء از خدا می خواستم توفیق زیارت قبر پیغمبر نصیبم شود که به حمدالله میسر شد و این عبد حقیر خدا راهی حرم یار شد درست است که اولین بارم بود مشرف می شدم ولی از روی نقشه و کتابهایی که بارها مطالعه کرده بودم احساس می کردم خیلی راحتم . باب السلام را پیدا کردم و با ذکری که زیر لب داشتم آرام آرام خود را به ضریح مقدس رسول مکرم اسلام رساندم به حضرت سلام کردم و سلام همه ی دل سوخته ها و آبرودارها را به آقا رساندم و از باب بقیع خارج شدم  به همسرم از طریق تلفن همراه خبر دادم که بیاید کنار دیوارهای بقیع البته درب قبرستان صبح ها و عصرها برای مردها باز می شد که شرح خواهم داد بعد از تماشای قبرستان از پشت نرده های کنار خیابان ،  حال خوشی پیدا کردیم . من روضه می خواندم و همسرم گریه می کرد . کم کم به اذان مغرب نزدیک شده  تجدید وضوء کردیم و برای اقامه نماز جماعت مغرب وارد مسجدالنبی شدیم . قبر پیامبر دارای ضریح کهنه و قدیمی مثل قبر امام زاده های ناشناخته ای است که در بعضی از روستاهای دور افتاده ایران وجود دارد در یک محوطه تاریک که فکر کنم سالهاست نظافت نشده است و از بین سوراخهایی که وجود دارد اگر دقت کنی می توانی ببینی .  روی سکوی جلو آن مامورین سعودی ایستاده اند که از توقف جمعیت جلو گیری می کنند بالای سر ایشان آیاتی از قرآن در وصف حضرت رسول آمده است خیلی ها دوست دارند که جلو آن قسمت توقف کنند و ابراز ارادت و زیارت نامه بخوانند اما مامورین نمی گذراند و باید به سرعت رد شد  و از باب بقیع خارج شد . کنار قبر پیامبر قبور دو خلیفه قرار دارد به همان وضعیت . با سرعت کم از جلو  قبر پیامبر رد می شوم و به ایشان سلام می کنم و سلام دوستان دیگر را هم می رسانم و  به عمر و ابوبکر در دل لعنت می کنم و از باب بقیع خارج می شوم     

نماز مغرب و عشاء در مسجدالنبی

لحظات غروب و نزدیکی های اذان مغرب حال بسیار خوشی داشتیم باورمان نمی شد که الآن در صحن مسجدالنبی هستیم مدام اشک می ریختیم و دعا می کردیم و از خدا می خواستیم همه ی آرزومندان بیایند و از نزدیک عرض ادب کنند . در همین حال هوا اذان مغرب توسط بلند گو های مسجد پخش شد و مغازه دارها مغازه ها را می بستند و با عجله به سمت مسجد حرکت می کردند ما هم در صفوف نماز قرار گرفتیم و حدود 20 دقیقه بعد از اذان با ورود امام جماعت به جایگاه ؛ اقامه گفته شد  و نماز شروع گردید  . نماز که شروع شد امام جماعت با لحن زیبا و دلنشین با صدای بلند شروع به خواندن سوره حمد کرد . بدون بسم الله  و پس از پایان سوره حمد جمعیت نماز گزار سنی بلند آمین گفتند ( البته شیعیان گفتن این آمین را جایز نمی دانند ) بعد از حمد ،  سوره را قرائت نمود و بلافاصله به رکوع رفت . بعد از رکوع مدت نسبتا طولانی ( حدود20 ثانیه ) ایستاد و سپس به سجده رفت رکعت دوم  همانند رکعت اول و  بدون قنوت می خوانند. و در پایان نماز هم دو بار السلام علیکم و رحمه الله . بعد از نمازهای جماعت معمولا نماز میت قرائت میشود

مدینه النبی

مدینه یا مدینةالنبی، (به عربی: المدینة المنورة)‏، نام شهری است در کشور پادشاهی عربستان سعودی واقع در شبه جزیره عربستان. این شهر در شمال ریاض و در میانه نجد قرار گرفته و آب‌وهوایی خشک و بیابانی با تابستان‌های داغ و زمستان‌های سرد دارد. این شهر پیش از هجرت پیامبر اسلام یثرب نام داشت، که با ورود پیامبر، آن‌را مدینة النبی (یعنی: شهر پیامبر) نامیدند. در اولین شب ربیع الاول سال ۱۴ بعثت، «حضرت محمد صلی الله علیه و آله» به «یثرب» مهاجرت نمود و سرآغاز تاریخ مسلمانان(تاریخ هجری)، از همان سال می‌باشد.

مسجدالنبی، مسجد قباء و مسجد ذوقبلتین در این شهر قرار دارند. مدینه امروزه از شهرهای مقدس مسلمانان به‌شمار می‌آید.فاصله مدینه تا مکه حدود ۴۲۰ کیلومتر است.

مسجد النبی مسجدی زیبا داری درب های بسیار فروان در جهات مختلف که به راحتی افراد تردد می نمایند . صحن حیاط مسجدالنبی بزرگ زیبا و ستونهایی در حیاط مشاهده می کنی که مجهز به چترهای مخصوصی می باشد به طوری که هنگام غروب جمع می شوند و در هنگام صبح باز شده و به زائرین سایه می دهند که بسیار دیدنی و جالب است در داخل مسجد ستونهای بسیاری وجود دارد اما چند ستون معروف که از زمان پیامبر مانده و مردم سعی می کنند در کنار ستونها حداقل دو رکعت نماز بخوانند عبارتند از :  ستون مُخَلَّقه (نمازگاه پیامبر) و ستون مهاجران یا ستون عایشه، ستون توبه، ستون السّریر، ستون مَحْرَسْ (منسوب به حضرت  علی علیه السلام )، ستون وُفود، مقام جبرئیل (در خانه علی و فاطمه زهرا س )، ستون تهجد و ستون حنّانه (که طبق نقل ها در فراق پیامبر ص گریست) . اطراف ستونها قفسه های قرآن نصب شده و در پایین این ستونها جاکفشی به تعداد  فراوان قرار دارد. مسجد النبی کاملا مفروش است و مسیرهای تردد  بدون فرش می باشد ، سیستم تهویه و خنک کننده مسجد بسیار مطبوع می باشد . بطوریکه زواز احساس ناراحتی از بابت گرمی هوا نمی نمایند .

 

سیستم آب رسانی

سیستم آب رسانی مسجد البنی هم خیلی جالب و منحصر به فرد است . در گوشه و کنار مسجد و به فاصله نزدیک به هم یک سری کلمن آب قرار دارد معمولا مجموعه های ۵ تایی که ۴ تای آن آب سرد و یکی آب ولرم . برای کسانیکه خوردن آب سرد برایشان ضرر دارد . و روی آن نوشته شده زمزم غیر مبرد . و چقدر تمیز کار می کنند و عملیات آب رسانی چقدر مرتب و عالی است . هیچگاه مشاهده نمی شود که یکی از این ظرفها خالی از آب باشد . در دو طرف هر کدام از این کلمن ها دو جا لیوانی قرار دارد یکی برای لیوانهای تمیز و دیگری برای لیوانهای استفاده شده . از سمت راست لیوان بر می داری و پس از خوردن آب لیوان یک بار مصرف مستعمل را در سمت  چپ می اندازی . مامورینی مرتب این لیوانها را کنترل می کنند . و لیوانهای مصرف شده را خارج و لیوان های تمیز را تکمیل می کنند . عملیات حمل و نقل و آب کردن این کلمن ها ، خودش تشکیلات عریض و طویلی دارد و در فاصله بین نماز ها که مسجد خلوت تر است با ماشینها و گاری های مخصوص عملیات تعویض و جابجایی این ظروف را انجام می دهند .

 

قبرستان بقیع

      به هنگام اذان صبح با صدای موذن مسجدالنبی از خواب بیدار شدم  و پس از وضو گرفتن راهی مسجد النبی شدم  .. رفتم داخل مسجد در صف جماعت جا گرفتم . با آمدن امام جماعت و بلند شدن صدای اقامه صف های نماز مرتب شد . نماز صبح حال و هوای دیگری دارد و معمولا در نماز صبح امام جماعت سوره های طولانی قرآن را تلاوت می کند با حال و هوای معنوی تر و کلا نماز صبح حتی بیشتر از نمازهای چهار رکعتی طول می کشد .  بعد از نماز صبح دربهای بقیع باز می شود  و شیعیان همه به آن سو کشیده میشوند . بین الحرمین مملو از زائراست .بیشتر کاروانهای ایرانی در فاصله بین دو دیوار مسجد النبی و بقیع گروه گروه جمع شده و مشغول خواندن زیارت نامه و گریه و زاری هستند . هر کاروان علامتی دارد که متمایز کننده از هم هستند شامل پرچمهای رنگی و بعضی از کاروان ها چتری که روی آن اسم کاروان نوشته شده است . متاسفانه خانم ها را به داخل قبرستان بقیع راه نمی دهند  .  درب ورودی بقیع در ارتفاع بالاتری از سطح مسجد النبی است و با دو سری پلکان جمعیت بالا می روند. از بالای دیوار جلو بقیع که به محوطه بین الحرمین نگاه می کنی خیل جمعیت به چشم می خورد و تعدد آن بوضوح مشخص است . . روحانیون و مداحان  این کاروانها در حین خواندن زیارت نامه مداحی و روضه را نیز چاشنی کار خود می کنند . استفاده از بلند گو ممنوع است . روضه هایی که اینجا خوانده میشود برای غربت ائمه بقیع و قبر گم شده ی مادر سادات حضرت زهرا سلام الله علیها می باشد . در قبرستان بقیع بعضی از قبرها دو سنگ  دارند و بعضی ها یک سنگ . ظاهرا از روی تعداد سنگها مرد یا زن بودن میت مشخص می شود  چه معنویتی دارد این بقیع که در سایر آرامگاهها این معنویت و آرامش وجود ندارد.

 به مجردی که وارد قبرستان بقیع می شوی سمت چپ قبر ام البنین  مادر ابوالفضل ( ع ). در سمت راست درب ورودی چهار قبر کوچک متعلق به امام حسن ، امام سجاد ،  امام محمد باقر و امام جعفر صادق علیهم السلام  و یک قبر بزرگتر متعلق به عباس عموی پیامبر و فاطمه بنت اسد مادر حضرت علی علیه السلام  که این قبور بایک دیوار کوتاه منحنی محصور شده است .دختران پیامبر زینب ، ام کلثوم و رقیه   . قبر عمه های رسول الله عاتکه و صفیه  .قبر ابراهیم پسر پیامبر . قبر زنان پیامبر . شهدای احد و  حره و قبری که دور آن خلوت تر است منسوب به عثمان که شیعیان کمتر به طرف آن می روند . در ورودی قبرستان بقیع سمت راست همان جایی که چهار قبر منور و جود دارد علمای وهابی تبلیغاتی علیه شیعه با زبانهای مختلف می نمایند که کسی به آنها توجه آنچنانی نمی کند و اکثریت شیعیان پوچی صحبت های آنها را می دانند . در گوشه و کنار هم گاه بحث هایی بین طلاب وهابی و شیعیان در می گیرد که طلاب وهابی بی سواد نفهم و بد زبان هم هستند زیرا اگر کسی جواب آنها را با منطق بگوید با حرفهای غیر منطقی شخص را عصبانی می کنند و اگر حرفی بزنی شرطه های ( سربازان ) صعودی با باتون از طرف پذیرایی می کنند  . کم کم وقت زیارت بقیع به پایان می رسد و مامورین مردم را از بقیع بیرون می کنند .  از بقیع خارج شده و به سمت هتل می روم برا ی صرف صبحانه . صبحانه از ساعت ۷ صبح سرو میشود . کره ، مربا  ،عسل ،  شیر و پنیر . هر که وارد رستوران میشود هر چه می خواهد بر می دارد و سر میز می رود. چای نیز در  داخل فلاکس ها روی میزها قراردارد . نانهای اینجا تعریفی ندارد شایدبرای ما که از نان محلی استفاده می کنیم کمی مشکل است  ولی خوب هر جور شده صبحانه را صرف نموده  و کمی استراحت می کنیم . هنوز خستگی سفر بطور کامل از بین نرفته ، در داخل اطاق تلویزیون که تمام شبکه های ایران و دو کانال جام جم  و چند کانال عربی و ترکی  و یک کانال که یکسره کارتون پخش می کند وجود دارد .  امروز چند ساعت مانده به اذان ظهر سه نفری حرکت کردیم و گشت کوتاهی از بازار و اطراف حرم نموده و چندتا عکس یادگاری هم گرفتیم و سپس داخل حیاط مسجدالنبی شدیم . داخل حیاط چترهای بزرگ و زیبایی وجود دارد که روی پایه های بزرگی نصب شده اند در روز که هوا آفتابی است چترها باز شده و برای زائرین سایه می اندازد  و از غروب تا صبح روز بعد چتر ها بسته هستند. در حاشیه دیوارهای این حیاط روی تابلو های کوچکی به رنگ سبز نامهایی نوشته شده است از نام خدا و رسول گرفته تا نام چند تن از اصحاب پیامبر و اسامی امامان شیعه .

   همراه همسر و فرزندم علی کوچولو به طرف روضه منوره رفته  و  از آنها جدا شده  به طرف  ضریح حضرت رسول رفتم .

زیارت دوره در مدینه

زیارت دوره به این معناست ، همه کسانی که مشرف شده اند ، در مدینه اماکن تاریخی و مساجدی وجود دارد که بایستی با هماهنگی روسای کاروان ها سوار اتوبوس شده و به صورت دسته جمعی از این اماکن بازدید کرد و تا ظهر هم بیشتر طول نمی کشد  

زیارت دوره از کوه احد شروع میشود . آرامگاه حضرت حمزه و شهدای احد در کنار این کوه قرار دارد .  هر روز دهها کاروان ایرانی به زیارت دوره می آیند در گوشه و کنار و بیشتر در دامنه کوه گروه گروه جمعیت حلقه زده به دور روحانیون کاروانها و آنها مشغول توضیح جنگ احد و شهادت حضرت حمزه و در پایان هم قرائت زیارت نامه حضرت حمزه و شهدای احد . کل محوطه خاکی است و دور قبور شهدای احد تور بلند کشیده اند و جمعیت مشتاق که سعی دارند به هر نحو که شده از دریچه کوچک حداقل نگاهی به داخل بیندازند .

مسجد قبا

مسجد قبا، اولین مسجد در اسلام است که به دست مبارک رسول الله(ص) بنا شده و مهمترین مسجد مدینه بعد از مسجدالنبی میباشد. این مسجد در مدخل جنوب شهر در قریه ای به همین نام قرار دارد و تا مسجدالنبی 5/3 کیلومتر فاصله دارد. پیامبر(ص) هنگام هجرت به اتفاق همراهان روز دوشنبه 12 ربیع الاول سال اول هجری (622 میلادی) در بدو ورود به مدینه وارد قبا شده و چند روز در آنجا اقامت فرمودند و در این فاصله این مسجد را بنا کردند. آیۀ 108 سورۀ توبه در شأن این مسجد نازل شده است: «لمسجد اسّس علی التقوی من اوّل یوم احقّ ان تقوم فیه». رسول خدا(ص) هر دوشنبه یا شنبه به آنجا مشرف می شدند و در آنجا نماز می خواندند(صحیح بخاری 20/1193). به فرمودۀ آن حضرت، هر نماز در مسجد قبا، پاداش یک عمره را دارد(سنن ابن ماجه 5/1412).بنای فعلی مسجد قبا که به نام «مسجدالتقوی» نیز خوانده شده است با طراحی زیبایی در سال 1406ق به پایان رسیده، 13500 متر مربع مساحت کل آن است. گنجایش 20000 نمازگزار دارد و 56 قبه کوچک و گنبدی بزرگ با 4 مناره هر یک به ارتفاع 47 متر برای آن ساخته شده است.

مسجد ذوقبلتین

        مکان بعدی مسجد ذوقبلتین است . مسجدی که آیه تغییر قبله در آن نازل شده است . بعد از توضیح مختصر روحانی کاروان در باره علت و نحوه ی  تغییر قبله  ، جمعیت متفرق شدند . تعدادی از خانمها راجع به اعمال این مسجد سئوال می کنند روحانی توضیح می دهد که در مدینه اعمال واجب وجود ندارد و تمام کارهایی که انجام میشود جنبه مستحبی دارد و توصیه می کند که در صورت تمایل بروید و دو رکعت نماز در مسجد بخوانید . مسجد سبعه و  مباهله از دیگر مساجد دیدنی مدینه هستند البته مساجدی مثل مسجد علی بن ابیطالب ، غمامه و ... در اطراف حرم نبوی قرار دارند. 

خدا حافظ مدینه

    با صدای اذان صبح از خواب برخاستیم .آخرین نماز صبح را در مسجد النبی خواندیم  . این شش روز چه زود گذشت و چه سخت است وداع با پیامبر . اگر شوق دیدار خانه خدا نبود واقعا دل کندن از مدینه مشکل بود .  وداع  با حرم نبوی را انجام دادیم و یک خواسته بیشتر نداشتیم . توفیق زیارت مجدد . و باز کی حضرتش ما را به سوی خود بطلبد . چون هنوز احساس می کنیم که حرفهایمان با حضرت رسول و ائمه بقیع تمام نشده است و چه ناگفته ها که هنوز باقی است . ساعت ۴ اتوبوسها حرکت کردند . و پس از طواف گرد مسجد النبی و قبرستان بقیع از خیابانهای اطراف عازم میقات شدیم . همه مشتاقانه دنبال این بودند که آخرین بار هم که شده گنبد سبز نبوی را مشاهده کنند و با سلام و صلوات از اطراف حرم دور و از مدینه خارج شدیم .

مسجد شجره

میقات کسانیکه از مدینه عازم مکه هستند مسجد شجره است در جنوب مدینه . مسجد بسیار زیبایی که در ابتدای راه مکه قرار دارد و چقدر این مسجد در عین سادگی زیبا و جذاب است . دارای فضای کافی برای پارک اتوبوسها . سرویسهای بهداشتی فراوان و دوشهای آب گرم که به وفور در قسمتهای جداگانه برای خانم ها و آقایان وجود دارد. ابتدا روحانی کاروان توضیحاتی در خصوص احرام و نحوه آن داد و ضمن اینکه اعلام نمود کودکان محرم نشوند رفتیم تا خود را برای احرام آماده نمائیم

احرام چیست ؟

 اين گام تمريني براي كنده شدن از زندگي است و آنها كه عميق فكر مي‌كنند اضطرابشان بيشتر است و آنها كه بازهم عميق تر فكر مي‌كنند درافكارشان صحنه‌هاي عميق‌تري تصوير مي‌كنند، صحنه‌هايي از كنده شدن نهايي از دنيا. در ميقات جامه‌ها كنده مي‌شوند و علايق دنيوي به كنار ريخته و با لبيك گفتن كه اصطلاحا "تلبيه" ناميده مي‌شود، زائران محرم مي‌شوند و چون محرم شدند تا روزي كه در جامه احرامند بسياري از حلالها برايشان حرام مي‌شود. زائران محرم نمي‌توانند از جامه احرام درآيند مگر زماني كه به وعده‌گاه بعدي برسند و اعمال عمره را به نيكي انجام دهند. اين يك تمرين كنده شدن از حيات و رجعت بسوي اوست كه بجاي كنده شدن از قالب جسماني با كنده شدن از لباس آغاز شده و بجاي رجعت بسوي او با رفتن به خانه او تداوم مي‌يابد. براي محرم شدن بايد پاك بود و با پاكي لبيك گفت و در طول مسير هم پاك ماند. بايد پاكي را تمرين كرد. زائران محرم كه از ميقات بيرون آمده و عموما سپيدپوش هستند راهي خانه خدا مي‌شوند. شبي در بزرگراه هجرت ، مسيري كه پيامبر اعظم در اين مسير از سمت مقابل از مكه به مدينه هجرت فرمودند و بعدها در همين مسير با مجاهدان اسلام از مدينه راهي مكه شده و اين شهر را كه دژ مشركان شده بود، فتح كردند و كعبه را از بت‌ها خالي نمودند و محور وحدانيت قرار دادند. اينك راهيان اين مسير پنج ساعته مرتب در زير لب نواي توحيد سرمي‌دهند و تا رسيدن به دروازه‌هاي مكه به آرامي و بعضا دسته‌جمعي تلبيه مي‌گويند و شبي را در آرزوي رويت جمال كعبه در راهند. آنها در ميان هزاران آرزو و اشتياق مانده‌اند كه در نخستين ديدار جمال كعبه چه بر زبان آورند و از دوست چه بخواهند كه شايسته شان او باشد. اين سفر شبانگاهي معمولا در نيمه‌هاي شب به اتمام مي‌رسد و با ورود زائران محرم به مكه دلها در هواي ديدن خانه دوست پرپر مي‌زند.  ابتدا چند رکعت نماز مستحبی که قبل از انجام احرام وارد شده است توسط زائرین خوانده شد و سپس مراسم محرم شدن آغاز شد . نوبت رسید به نیت و تلبیه . و چه سخت بود گفتن این لبیک ها . با چه رویی انسان می تواند لبیکها را بگوید و بعد حرمت این لبیک ها را نگه ندارد . هر چند که برای بعضی از ماها  این لبیک ها و شعارها لقلقه زبان شده است . و شاید به معنا و محتوای آن کاری نداشته باشیم .  پس از اینکه روحانی کاروان نیت را بلند گفت و بقیه هم تکرار کردند شروع کرد به گفتن لبیکها : لبیک اللهم لبیک لبیک لا شریک لک لبیک ان الحمد و نعمته لک و الملک لبیک لا شریک لک لبیک . چند مرتبه  این جملات تکرار شد و گروههای مختلف در محل های مختلف این شعارها را تکرار می کردند و غوغایی بود در مسجد شجره . بعد از مراسم احرام با توجه به فرصتی که تا اذان مغرب داشتیم جمعیت در گو شه و کنار مسجد مشغول دعا و نیایش و خواندن قرآن و نمازهای مستحبی شدند . حال و هوای مسجد شجره وصف ناشدنی است 

وصف مسجد شجره از زبان کتب و مورخین

 از مدینه که به سمت مکه مي‌روی، سمت راست جاده، مسجدی است یکدست سپید. جلویش نخل‌ها قد کشیده‌اند در یک ردیف و نامش مسجد «شجره» است. اینجا میقات مردم مدینه است. میقات، محلی است که حجاج لباس احرام مي‌پوشند و تلبیه ( لبیک، اللهم لبیک... ) مي‌گویند. میقات‌های حج پنج تاست و هر کدام در مسیری. این، دورترین میقات است تا مکه و فاصله‌اش 480 کیلومتر و اهل مدینه و همه کسانی که قبل از موسم حج به مدینه مي‌آیند، از اینجا محرم مي‌شوند. «جحفه» هم میقات اهل شام است و مصر و حجاج ایرانی مدینه بعد؛ یعنی همان کسانی که بعد از ما آمدند و محلش در منطقه «رابغ» در 32 فرسخی مکه به مدینه است. از مسجد شجره تا مسجد النبی(ص) ده کیلومتر بیشتر نیست. شجره نام دیگرش «ذوالحلیفه» است و به آن «چاه‌های علی(ع)» هم مي‌گویند که لابد نزدیک است به نخل‌های «العوالی»؛ همان جا که علی(ع) و سلمان در آن کار مي‌کردند. پیامبر(ص) به نوبت در این مکان نماز خوانده و احرام پوشیده و لبیک گفته است: یک بار در عمره ای که به صلح حدیبیه انجامید، یک بار در سال هفتم هجری و «عمره القضاء»، یکبار هم در «حجه الوداع». اینجا بزرگانی چون مولا علی(ع)، امام حسن(ع)، امام حسین(ع)، امام سجاد(ع)، امام باقر(ع) و امام صادق(ع) نماز خوانده‌اند و احرام بسته­ اند.  مي‌گویند در ابتدا این جا درختی به نام «سمره» وجود داشت. پیامبر در زیر آن درخت نماز خواند و احرام پوشید و به همین خاطر مسجدی ساختند و نامش شد «شجره». امشب ما میهمان شجره­ایم. بیرون مسجد اتوبوس‌ها ایستاده‌اند و حجاج از هر طایفه و گروه، دسته دسته بیرون مي‌آیند، «لبیک اللهم لبیک...» گویان. بچه‌ها مي‌گویند مسجد شجره بوی شب‌های عملیات را مي‌دهد و درست مثل شب‌های عملیات که بچه‌ها با هم عکس یادگاری مي‌اندازند، این جا هم نور فلاش‌ها یک لحظه خاموش نمي‌شود. روحانی کاروان ما گفته لباس‌های احرامتان را از مدینه بپوشید. وقتی به مسجد شجره رسیدیم، تکانش مي‌دهیم و تلبیه مي‌گوییم. پای همان نخل‌های جلوی مسجد شجره.‌ اندک اندک آماده رفتن مي‌شویم. و باید حواسمان را جمع کنیم که 24 چیز برایمان حرام است حتی نگاه از روی هوی و هوس بر روی همسری که سالها با او محرم بوده ای اما جدای از همه اینها  اصل کار، دل است که باید حرام را ترک کند. و ما همه دردمان همین است. و اصلا حج برای این است که بیاییم دل را مداوا کنیم . حال خوشی داریم تا زمان اذان مغرب . اذان که بلند میشود صفها تشکیل می گردد و من و همراهان در محلی که داخل محوطه است جا می گیریم . هوا بسیار مطبوع است . نماز مغرب به امامت امام جماعت بومی مسجد شجره خوانده میشود . تقریبا تمام نماز گزاران ایرانی هستند . بعداز حمد امام جماعت یک آمین خیلی بلند می گوید و کسی اورا همراهی نمی کند . بر خلاف سایر نمازها که اکثر جمعیت آمین بعد از حمد را بلند می گویند این بار فقط آمین امام جماعت اهل تسنن است که در فضا طنین می افکند . بلافاصله بعد از نماز مغرب در محوطه مسجد نماز عشا به امامت نماینده بعثه رهبری از ایران برگزار می گردد.  و بعد از نماز همه کاروانها به سمت اتوبوسها حرکت می نمایند  

 

سلام بر کعبه

... چه سعادتی نصیب ما شده است پس از شش روز همجواری و توفیق زیارت حضرت رسول ( ص ) اکنون به سوی حضرت حق در حرکتیم تا نهایت ارادت و بندگی خویش را نثار حضرت حق نماییم . چه سعادتی بالاتر از این و من نمی دانم که چگونه قدر این لحظات ملکوتی را بدانم .  چند ساعت بعد ، اتوبوس توقفی دارد برای استفاده از سرویسهای بهداشتی کمی معطل می شویم تا همه مسافرین جمع شوند ساعت یک نیمه شب می رسیم به شهر مکه  و پس از طی خیابانهای پیچ در پیچ می رسیم به جلو هتل .هتل الجزیره نزدیک مسجد الحرام است . خیلی سریع عملیات استقرار در اطاقها انجام می پذیرد وقتی به اطاق مراجعه می کنیم ساکها و وسایلمان زود تر از خودمان جلو در اطاق رسیده اند و قرار میشود که بلافاصله وسایل را در اتاق گذاشته و جهت  انجام اعمال حج به مسجد الحرام برویم .

    پس از انجام مراسم رویت کعبه وارد صحن باز مسجدالحرام شدیم . هوا تاریک و خنک بود رفتیم پشت رکن حجرالاسود . عمل طواف باید از رکن حجرالاسود شروع شود چهار گوشه کعبه هرکدام بنام یک رکن خوانده میشود . رکن حجرالاسود همان گوشه ای است که سنگ معروف سیاه آنجا در یک قاب نقره ای نصب شده است و از این گوشه یک خط در کف صحن مسجد کشیده شده است خط شروع طواف . زائرین برای شروع طواف ابتدا می آیند پشت این خط توقف می کنند و از اینجا عمل طواف را شروع می کنند و هر بار که کعبه را دور زدند و به همین خط رسیدند یک دور یا اصطلاحا یک شوط حساب می شود .

    خودمان بنده و همسرم و علی کوچولوی یک ساله ) نیت کردیم و شروع کردیم به انجام طواف . با فاصله مناسب از کعبه و در محوطه خلوت تر حرکت می کردیم . جمعیت کم کم داشت زیاد میشد . هر دور دعای مخصوصی دارد که زائرین ضمن طواف زمزمه می کنند بعضی از گروهها هم که بصورت دسته جمعی طواف می کنند یکی دعا را بلند و جمله به جمله می گوید و بقیه تکرار می کنند .من از روی کتابچه ای که در دست داشتم دعای مخصوص طواف را زمزمه می کردم و خانم تکرار می کرد .

    نماز طواف باید پشت مقام ابراهیم خوانده شود در محل خلوت و مناسبی به نماز طواف می ایستیم . و بعد از اتمام نماز به همراه  خانم  و علی  برای انجام سعی بین صفا و مروه به سمت کوه صفا می رویم . دو کوه صفا و مروه توسط یک سالن بزرگ به هم متصل شده اند . کوه صفا از مروه بلند تر است و دارای صخره های نسبتا بزرگی است که خیلی افراد می آیند و روی آنها می نشینند و قرآن می خوانند .. سعی بین صفا و مروه از کوه صفا شروع شده و باید مسیر را هفت بار طی کرد و در نهایت این سعی به مروه ختم می شود . سه بار رفت و برگشت که میشود شش بار و رفت آخر که برگشت ندارد میشود هفت بار . در مسیر نسبتا طولانی صفا به مروه که به یک اتوبان دو طرفه و یک مسیر مخصوص حرکت ویلچر در وسط سالن مجهز است کلمن های آب فراوان گذاشته شده است . و توسط دریچه های کولر طرفین باد سرد و شدیدی می وزد که عرق را به تن زائرین می خشکاند . وقتی به فاصله ای که توسط چراغهای سبز رنگ مشخص شده  می رسیم  ، جمعیت سعی کننده این مسیر را هروله می کنند . به کوه مروه که می رسیم باید برگردیم .. مروه از صفا کوتاه تر است در نظر بگیرید یک باغچه مستطیل شکل که از آن سنگ روییده باشد . روی سنگهای کوه صفا و مروه ماده ای شبیه مخلوط مومیایی و روغن جلا ریخته اند که از استهلاک این سنگها جلو گیری شود . در طول مسیر هر سعی دعاهای وارده را قرائت می نماییم و سرانجام در پایان دور هفتم  روی کوه مروه می نشینیم برای انجام تقصیر . بعد از سعی بین صفا و مروه نوبت تقصیر کردن است که معتمر باید مقداری از ناخن یاموی خود را کوتاه نماید .. ما هم قیچی همراه داریم هم ناخن گیر و برای خاطر جمعی هم مو کوتاه می کنیم و هم ناخن می گیریم و برای ادامه اعمال به سمت کعبه می رویم .  وارد صحن مسجد الحرام میشویم برای انجام طواف نسا .

اعمال حج عمره : 1- احرام 2 - طواف خانه خدا ( هفت دور ) 3 نماز طواف پشت مقام ابراهیم 4- سعی صفا و مروه 5- تقصیر 6-  طواف نساء( هفت دور )  7- نماز طواف نساء پشت مقام ابراهیم

زیارت قبول حاجی

       پس از اتمام اعمال. بعد از زیارت به آهستگی و آرام آرام به سمت هتل می رویم . تا استراحت کنیم وقتی به هتل می رسیم هنوز می بینیم که چند نفر از پیرمردها و زنان مسن کاروان محرم در هتل هستند . ظاهرا روحانی کاروان انجام اعمال ایشان را به امشب موکول کرده است تا دیگران کمتر معطل شوند. 

 مسجد تنعیم

نزدیک ترین محل برای محرم شدن در مکه مسجد تنعیم است . از مسیرهای مختلف اطراف مسجد الحرام ماشین هایی عازم مسجد تنعیم می شوند. پس از طی خیابانهای شلوغ و پیچ در پیچ مکه به ورودی شهر مکه رسیدیم که مسجد تنعیم در آن قرار دارد . مسجد نسبتا بزرگ و زیبا با امکانات لازم برای وضو و غسل . این مسجد معمولا روزها خلوت است و فقط شبها شلوغ می شود . روزها شیعیان برای محرم شدن به این مسجد نمی آیند با توجه به اینکه مرد محرم نباید روز در زیر سایه قرار گیرد لذا مراجعه شیعیان بعد از غروب آفتاب به این مسجد آغاز می شود و تا نیمه های شب ادامه دارد . اهل سنت روزها هم برای محرم شدن مراجعه دارند. معمولا کاروانهای ایرانی در طول یک هفته اقامت در مکه علاوه بر انجام حج اولیه که هنگام ورود به مکه انجام می دهند حداقل یک نوبت دیگر هم با هماهنگی مدیر کاروان و اخذ هزینه تردد از زائرین به صورت دسته جمعی به این مکان می آیند تا یک حج دیگر هم انجام دهند . بعضی از زائرین هم ممکن است هر شب برای انجام حج برای خود و یا نیابت از دیگران اقدام کنند . که مراجعه به صورت انفرادی و با هزینه شخصی است .  بعد از ورود به مسجد. چند رکعت نماز مستحبی خواندم  و نیت کردم به نیابت از تمامی کسانیکه به گردن ما حق دارند و التماس دعا گفته اند محرم شدم و پس از گفتن تلبیه  ( لبیک اللهم ... ) برای انجام بقیه اعمال با همان اتوبوس  به مسجد الحرام حرکت کردیم .  شبها مکه شاید شلوغ تر از روزها باشد . پس از طی خیابانهای شلوغ مکه به مسجد الحرام می رسیم و برای انجام مناسک وارد محوطه مسجد می گردیم . هوای شب های مسجد الحرام خیلی برای انجام مناسک حج مناسب تر است . درهوای دلپذیر و معتدل شبانگاهی طواف دور کعبه را شروع می کنیم . عجله ای در کار نیست و با حالت معنوی مناسب تری اعمال انجام می شود . پس از اتمام طواف برای نماز طواف به پشت مقام ابراهیم می رویم و نماز که تمام میشود بقیه ی اعمال را انجام داده و  ساعت دوازده و نیم شب اعمال ما به پایان می رسد و عازم هتل می شویم

زیارت دوره مکه

غار حرا

غار حِرا مکانی است که محل بعثت پیامبر اسلام است. درب غار به سمت ‏شمال است و فضای آن گنجایش تقریبی پنج نفر نشسته را دارد. ارتفاع غار نیز به اندازه قامت ‏یک انسان است. غار حرا محل عبادت پیامبر اسلام بوده و او روزهایی از ایام سال، به ویژه در ماه رمضان را در آنجا به ‌سر می‌برده‌ است. به اعتقاد مسلمانان در همین غار بود که نخستین بار بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  وحی نازل گردید و آیات آغازین سوره علق برای وی خوانده شد.از این رو مسلمانان بر این باورند که این غار از جمله بهترین و متبرک‌ترین نقاط مکه محسوب می‌شود و مسلمانان برای زیارت به آن‌جا می‌روند.

غار ثور

کوه ثور،کوهى است بزرگتر از کوه حرا که در جنوب شرقى مسجد الحرام و در فاصله‏اى دورتر نسبت به مکه واقع شده است.گویند این کوه به نام شخصى است که به‏«ثور بن منات‏»معروف بود. سه کوه متصل به یکدیگر را به نام ثور مى‏شناسند و غار ثور در سومین کوه قرار دارد.زمانى که مشرکان مکه به قصد کشتن رسول خداصلی الله علیه و آله و سلم  بسیج ‏شدند ،آن حضرت از خانه خود خارج شد و در راه با  ابو بکر روبرو گردید،به همراه وى به سمت جنوب مکه به راه افتاد،در حالى که باید به سمت‏شمال،یعنى یثرب مى‏رفت،اما براى مخفى نگاه داشتن مسیر چنین کرد.آنها وارد غار ثور شدند و مدت سه روز در آن مخفى بودند. مشرکان تا نزدیکى غار ثور آمدند،اما به اعجاز الهى،عنکبوتان تارهایى را بر در غار تنیدند تا مشرکان را از رفتن به درون آن منصرف کنند;چرا که با دیدن تارهاى عنکبوت تصور کردند که کسى وارد غار نشده است.خداوند در قرآن از این غار یاد کرده است. در پایین کوه ثور کنار جاده جایی که چشم انداز مناسبی نسبت به غار دارد زائرین از اتوبوس پیاده می شوند و روحانی کاروان داستان پنهان شدن حضرت رسول و همراه ایشان را در غار توضیح می دهد .  بر خلاف کوه نور و غار حرا اهل سنت به این کوه و غار علاقه خاصی دارند و به آن مراجعه می نمایند .چون از جمله تنها سندهایی است که از خلیفه خود به عنوان یار غار نام می برند . لذا اهل سنت به این مکان صعود می کنند . شیعیان هم از این مکان بازدید می نمایند .  

عرفات

در فاصله حدود 21 کیلومتری شهر مکّه، سرزمین مقدّسی است با پیشینه تاریخی دیرینه که نامش عرفات است.حاجیان پس از پوشیدن لباس احرام، برای انجام حج تمتع، راهی آنجا شده و از ظهر روز نهم ذیحجه تا غروب آفتاب، در این سرزمین وقوف می کنند و به دعا و نیایش می پردازند تا خدای رحمان، به آنها رحمت آورده بار دیگر اجازه ورود به حرم را به آنان عطا نماید. تشنگان معرفت، وعارفان عاشق، برای حضور در عرفات، شور و شوق فراوان از خود نشان داده، برای همنشینی با حضرت صاحب الأمر (  ارواحنا لتراب مقدمه الفداء )  که همه ساله در این موقف حضور دارند، سر از پای نمی شناسند.

عرفات در لغت

عَرَفاتْ، از ریشه عَرَفَ گرفته شده و به گفته راغب: بیانگر شناخت آثار اشیاء همراه با تفکّر و تدبّر است. این کلمه اسمی مفرد است که در لفظ به صورت جمع آمده، لیکن جمع بسته نمی شود.

نامگذاری عرفات

در این که چرا عرفات را بدین اسم خوانده اند، اختلاف نظر وجود دار

1- برخی گفته اند: آدم و حوا پس از رانده شدن از بهشت و فرود آمدن بر زمین، در این سرزمین یکدیگر را ملاقات نموده، همدیگر را شناختند؛ از این رو آنجا را عرفات نامیده اند.

2 - گروهی دیگر عقیده دارند: از آن رو این سرزمین را عرفات گویند که مردم در آن به گناهان خود اعتراف می کنند.

3 -  امام صادق - علیه السلام - (در روایتی طولانی) پس از بیان ماجرای فرود آمدن آدم ( ع ) در عرفات و همراهی نمودن جبرئیل با ایشان، فرمودند: «جبرئیل به آدم گفت: هنگامی که خورشید غروب کرد، هفت مرتبه به گناه خود اعتراف کن و هفت مرتبه نیز توبه و طلب آمرزش نما.

و آدم چنین کرد، پس آنجا عرفات نامیده شد؛ زیرا آدم در آن، به گناه خود اعتراف نمود و برای فرزندان او نیز سنت شد که [در این سرزمین] به گناهان خود اعتراف کرده، از خداوند آمرزش بخواهند، همانگونه که آدم چنان کرد

در روایتی دیگر، معاویة بن عمار گفته است: از امام صادق  ( ع ) پرسیدم: چرا عرفات را عرفات نامیده اند؟ فرمود: جبرائیل همراه با ابراهیم روز عرفه بیرون شد، پس به هنگام غروب آفتاب، به ابراهیم گفت: ای ابراهیم به گناهت اعتراف کن و مناسک خود را بشناس، پس عرفات نامیده شد بخاطر گفته جبرئیل که گفت: «اعتراف کن» و او اعتراف کرد.

4 - دیگری گفته است: از آن جهت که حاجیان در این سرزمین با یکدیگر آشنا می شوند، این روز را روز «عرفه» و این سرزمین را «عرفات» نام نهاده اند.

 5 - و نیز گفته اند: چون عرفات سرزمینی مقدس و با عظمت است، آن سان که گویی با بوی خوش آنجا را عطرآگین نموده اند، لذا عرفاتش نامیده اند.

 6 - برخی را نیز عقیده بر آن است که: چون یکی از معانی «عِرْف» صبر و بردباری است و حاجیان برای رسیدن به عرفات و وقوف در آن رنج و زحمت فراوانی را متحمّل می شوند، بدین جهت این مکان را عرفات نامیده اند

 7 - و سرانجام گفته اند: چون جبرئیل مناسک حج را به ابراهیم خلیل الرحمان آموخت و وی را نسبت به عرفه آگاه ساخت، آن گاه به او گفت: أَعَرفت؟ و ابراهیم پاسخ داد: آری. از این رو آنجا را عرفات نامیده اند.

 از مجموع آنچه گفته شد شاید بتوان گفت اعتراف به گناه که در وجه تسمیه دوّم و سوّم آمده و امام صادق  ( ع ) نیز مهر تأیید بر آن نهاده اند، بهترین دلیل نامگذاری این سرزمین مقدّس به «عرفات» است.

 

 

مطالعه "عرفات" در شعر فارسي

يكى از با شكوهترين و بلكه بى نظيرترين مراسم حج وقوف در عرفات است. وقوف ( توقف و درنگ) در اين صحرا از ظهر روز نهم ذى الحجه تا غروب آفتاب واجب است و اگر كسى مقدارى از اين مدت را هم درك كند كافى است.

عرفات به معنى عرفان، شناخت، آشنايى، فهم و اعتراف است، لغتى است كه هم از ديدگاه اهل معرفت و صاحبدلان و هم از نظر جامعه شناسان و آگاهان مورد دقت و موشكافى قرار گرفته است.

و به جهت آنكه در صحراى عرفات وقوف انجام مى پذيرد به آن   «موقف»  نيز گفته مى شود.

به موقف عرفات و به مجمع عرصات       

به حشرو نشرو بقا و لقا و حور و قصور

                                    رشيد الدين وطواط

چون به موقف رسند از پس شوط        سنگ آن راه اشكبار كنند

جمال الدين اصفهانى

دشت موقف را لباس از جوهر جان ديده اند

كوه رحمت را اساس از گوهر كان ديده اند

عرضه گاه دشت موقف عرض جنات است از آنك 

مصنع او كوثر و سقاش رضوان ديده اند

هشتم ذى الحجه در موقف رسيده چاشتگاه 

شامگه خود را به هفتم چرخ مهمان ديده اند

 

محوطه عرفات در ایام غیر از حج تمتع به یک تفریح گاه شبیه است . محوطه باز آن پر است از شترهای تزیین شده برای گرفتن عکس یادگاری .

« جبل الرحمه » يا « كوه رحمت»

در سرزمين عرفات، كوهى است به نام «جبل الرحمه» يا «كوه رحمت» كه مستحب است وقوف در پايين اين كوه و در زمين هموار انجام پذيرد و بالا رفتن از اين كوه در ايام وقوف مكروه است.

كوه رحمت حرمتى دارد كه پيش قدر او  كوه قاف و نقطه «فا» هردو يكسان ديده اند

 

جبريل خاطب عرفات است روز حج       از صبح تيغ و از جبل الرحمه منبرش

 

خود فلك خواهد تا چنبر اين كوس شود      تا صداش از جبل الرحمه به تنها شنوند

در بالای آن یک ستون سفید رنگ قرار دارد . و یک مسیر مارپیچ پله ای که زائرین از آن بالا می روند . در دو طرف این مسیر دست فروشان بساط کرده اند و مسیرخیلی تنگی برای تردد مردم وجود دارد  پس از تماشای عرفات که قبلا بیابانی خشک و بی آب و علف بوده ولی الان تقریبا به جنگلی سر سبز تبدیل شده است می رویم  به مزدلفه  مثل بازدید مناطق جنگی می ماند و در هر مکان روحانی کاروان توضیحی راجع به حج تمتع در این مکانها می دهد . از بقیه قسمتها مثل منا و مسجد خیف هم بازدید می کنیم . قسمت رمی جمرات بعلت عملیات ساختمانی بسته است

ساعت یازده بر می گردیم به هتل و پس از استراحت کوتاهی می رویم به مسجد الحرام برای نماز ظهر و پس از نماز عصر بر می گردیم به هتل . برای نهار و استراحت . بسیاری از زائرین ایرانی  نماز عصر را بعد از نماز جماعت ظهر می خوانند و کمتر در نماز عصر شرکت می کنند . به همین خاطر نماز جماعت عصر خلوت تر از بقیه نمازها ست

 

وداع با مكه

وقتى كه وداع با مكه فرا مى رسد، كمتر كسى است كه به اين شهر برود و هنگام خروج از آن خوشحال باشد. كسانى كه عظمت و شكوه اين شهر را درك كنند و عاشق آن شوند، پيوسته در آروزى ديدار دوباره آن هستند.آروزى برگشتن به شهر مكه ، موجب طولانى شدن عمر مى گردد و لذا در روايات ، سفارش شده است كه هنگام خداحافظى با شهر مكه ، نيت كنید كه دوباره برگرديد. و كسانى كه در هنگام وداع با مكه نيت برگشتن به مكه را ندارند، مرگشان نزديك مى شود. رسول خداصلّى اللّه عليه و آله فرموده است :

مَنْ اَرادَ دُنيا وَآخَرَةَ فَلْيَؤْمِ هذا البَيْت وَمَنْ رَجَعَ مِنْ مَكَّة وَهُوَ يَنْوى الحَجَّ مِنْ قابِلٍ زيدَ فى عُمْرِهِ وَمَنْ خَرَجَ مِنْ مَكَّة وَهُوَ لايَنْوى العَوْدَ إِلَيْها فَقَدْ قَرُبَ اَجَلُهُ وَدناعَذابُهُ

يعنى : ((هركسى كه دنيا و آخرت بخواهد بايد اين خانه را قصد كند. و كسى كه از مكه برگردد و نيت كند در سال آينده هم حج انجام دهد، عمر او فزونى مى يابد و كسى كه از مكّه برگردد ولى نيت برگشتن به آن را نكند، مرگ و عذاب او نزديك خواهد شد

صبح روز شانزدهم اسفند ماه سال 1390 به همراه همسر و فرزند به قصد نماز و زیارت رفتیم مسجد الحرام حالمان گرفته بود امروز روز وداع بود آخرین نماز صبح در کنارخانه ی خدا آیا باز هم عمرمان کفاف می دهد بیائیم و در این صحن و سرا قرار بگیریم خیلی حرفها زدیم و اشک ریختیم که قابل وصف نیست بعد از نماز ظهر و عصر و صرف ناهار به جده جهت برگشت به ایران عازم شدیم


موضوعات مرتبط: سفرنامه حج به قلم خداداد کریمی همراه با تصوير

تاريخ : شنبه سیزدهم خرداد 1391 | 10:1 | نویسنده : خداداد كريمي |
تاريخ : شنبه سیزدهم خرداد 1391 | 9:29 | نویسنده : خداداد كريمي |
تاريخ : شنبه سیزدهم خرداد 1391 | 9:27 | نویسنده : خداداد كريمي |
تاريخ : شنبه سیزدهم خرداد 1391 | 9:25 | نویسنده : خداداد كريمي |
تاريخ : شنبه سیزدهم خرداد 1391 | 9:24 | نویسنده : خداداد كريمي |
تاريخ : شنبه سیزدهم خرداد 1391 | 9:21 | نویسنده : خداداد كريمي |
تاريخ : شنبه سیزدهم خرداد 1391 | 9:19 | نویسنده : خداداد كريمي |
تاريخ : شنبه سیزدهم خرداد 1391 | 9:17 | نویسنده : خداداد كريمي |
تاريخ : شنبه سیزدهم خرداد 1391 | 9:13 | نویسنده : خداداد كريمي |
تاريخ : شنبه سیزدهم خرداد 1391 | 9:10 | نویسنده : خداداد كريمي |
تاريخ : شنبه سیزدهم خرداد 1391 | 9:9 | نویسنده : خداداد كريمي |
تاريخ : شنبه سیزدهم خرداد 1391 | 9:8 | نویسنده : خداداد كريمي |
تاريخ : شنبه سیزدهم خرداد 1391 | 9:7 | نویسنده : خداداد كريمي |
تاريخ : شنبه سیزدهم خرداد 1391 | 9:6 | نویسنده : خداداد كريمي |
تاريخ : شنبه سیزدهم خرداد 1391 | 9:4 | نویسنده : خداداد كريمي |
تاريخ : شنبه سیزدهم خرداد 1391 | 8:56 | نویسنده : خداداد كريمي |
تاريخ : شنبه سیزدهم خرداد 1391 | 8:55 | نویسنده : خداداد كريمي |
تاريخ : شنبه سیزدهم خرداد 1391 | 8:48 | نویسنده : خداداد كريمي |
تاريخ : شنبه سیزدهم خرداد 1391 | 8:46 | نویسنده : خداداد كريمي |
تاريخ : شنبه سیزدهم خرداد 1391 | 8:44 | نویسنده : خداداد كريمي |
تاريخ : شنبه سیزدهم خرداد 1391 | 8:2 | نویسنده : خداداد كريمي |
تاريخ : شنبه سیزدهم خرداد 1391 | 7:58 | نویسنده : خداداد كريمي |
تاريخ : شنبه سیزدهم خرداد 1391 | 7:55 | نویسنده : خداداد كريمي |
تاريخ : شنبه سیزدهم خرداد 1391 | 7:53 | نویسنده : خداداد كريمي |

توجه : برداشت خود را از این داستان در قالب نظر ارسال فرمایید ممنون .

کلاه فروشی روزی از جنگلی می گذشت. تصمیم گرفت زیر درخت مدتی استراحت کند. لذا کلاه ها را کنار گذاشت و خوابید. وقتی بیدار شدمتوجه شد که کلاه ها نیست . بالای سرش را نگاه کرد . تعدادی میمون را دید که کلاه ها را برداشته اند.فکر کرد که چگونه کلاه ها را پس بگیرد. در حال فکر کردن سرش را خاراند و دید که میمون ها همین کار را کردند. او کلاه را ازسرش برداشت و دید که میمون ها هم از او تقلید کردند. به فکرش رسید... که کلاه خود را روی زمین پرت کند. لذا این کار را کرد. میمونها هم کلاهها را بطرف زمین پرت کردند. او همه کلاه ها را جمع کرد و روانه شهر شد.سالهای بعد نوه او هم کلاه فروش شد. پدر بزرگ این داستان را برای نوه اش تعریف کرد و تاکید کرد که اگر چنین وضعی برایش پیش آمد چگونه برخورد کند. یک روز که او از همان جنگل گذشت در زیر درختی استراحت کرد و همان قضیه برایش اتفاق افتاد.او شروع به خاراندن سرش کرد. میمون ها هم همان کار را کردند. او کلاهش را برداشت,میمون ها هم این کار را کردند. نهایتا کلاهش را بر روی زمین انداخت. ولی میمون ها این کار را نکردند.یکی از میمون ها از درخت پایین آمد و کلاه را از روی زمین برداشت و در گوشی محکمی به او زد و گفت : فکر می کنی فقط تو پدر بزرگ داری.

 


موضوعات مرتبط: داستان ، جالب و خواندني

تاريخ : دوشنبه هشتم خرداد 1391 | 13:48 | نویسنده : خداداد كريمي |
تاريخ : سه شنبه دوم خرداد 1391 | 12:58 | نویسنده : خداداد كريمي |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.